حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
573
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
آبى در آن مينهاد و خوردنى در حفره ديگر مينهاد و با ياران خود بر آن راه ميگذشت و بنزد حفره اول كه محتاج آب ميشدند زمين را با عصا ميشكافت و آب جارى ميشد تا بياشامند و وضو گيرند از آن پس بحفره ديگر ميرسيد و خوردنى مييافت و يارانش پنداشتند اين از كرامتهاى اولياست ، براى جذب مردم روشهاى ديگر نيز داشت ميوهها را بوسايلى كه ميدانست نگه ميداشت و در غير موسم بكسان ميداد و اين را كرامت وى ميشمردند . وقتى نيز شايع شد كه حلاج پرنده مردهاى را زنده كرده است . گفتند مقتدر خادم خويش را با پرنده مرده نزد حلاج فرستاد كه اين طوطى از پسرم ابو العباس است كه آن را سخت دوست داشت و اكنون مرده اگر ادعايت درست است اين را زنده كن . حلاج برخاست و بكنار خانه ايستاد و زهراب كرد و گفت هر كه چنين باشد مرده زنده نتواند كرد سوى خليفه بازگرد و آنچه را ديدى و شنيدى بازگوى ، آنگاه گفت بله من كسى را دارم كه اگر به او اشاره كنم مرغك را به حالت اول بازميبرد ، خادم بنزد خليفه رفت و ديده و شنيده را بگفت مقتدر گفت بازگرد و بگو مقصود اينست كه مرغ زنده شود بهر كه خواهى بگو ، حلاج طوطى را بگرفت و بر ران خود نهاد و به آستين بپوشانيد و كلماتى بر زبان راند و آستين برداشت و مرغ زنده شده بود . خادم آن را نزد خليفه برد و آنچه را ديده بود با وى بگفت . حلاج كتابها نوشته بود كه مطالب خلاف اسلام در آن بود از جمله پنداشته بود كه هر كه در خانه خود بناى چهارگوشى بسازد و در ايام حج بر آن طواف برد و مناسك را انجام دهد و سى يتيم را بدست خود غذا دهد و بپوشاند و بهر كدام هفت درهم بدهد چنان باشد كه حج كرده است و هم گفته بود هر كس برمضان سه روز پياپى بىافطار روزه بدارد و روز چهارم افطار كند ، تواند بقيه رمضان را روزه ندارد . و هم گفته بود كه هر كه دو ركعت نماز طولانى كند كه از شب تا سحر طول كشد ، همه عمر نماز از او